Camille Pissarro


Self Portrait I - Camille Pissarro

گؤزللیغی تبلیغ ائدن  رسسام

Camille Pissarro

      " گؤزل اولان و ياخشيليغي تبليغ ائدن اينجه صنعت خادیمی "  

  اون دوققوزونجی  عصرين سونلاريندا آتارشیست ايديالار تکجه ايشچي طبقه سی یوخ، عئيني زاماندا ادبي-اينجه صنعت عالمينه ده جيددي تاثير گؤسترميشدي. چوخلی  يازيچي و رسسام ایجتماعی انقلاب ايدياسيندان ايلهاملانيرديلار. بعضيلري اوچون بو ایدیالار يالنيز اؤیونچاغیدی ، اؤنلار اوغور و ثروت قازانديقدان سونرا بو اؤیونچاغی اؤپوب قیراغا آتدیلار. آیریلاري ايسه آنارشيزمه عؤمور بويو صاديق قالديلار. اونلاردان بيري ده مشهور رسسام کامل پزارودی (1830-1903) کی 2003نجی ايلده اونون اؤلومونون 100 ايلليگي قئيد اؤلوندی. 

ادامه نوشته

باب دیلان

رمز و رازهنريِ باب دیلان

Untitled

 گفت و گو با کلار سوده
ترجمه : شهریار گلوانی
- اجازه بدهید قبل از هر چیز یک موضوع را روشن بکنیم. این کتاب بیوگرافی باب دیلان نیست که؟
- نه. به هیچ وجه. اصلا ً در فکر نوشتن بیوگرافی باب دیلان نبودم؛ دلیل اش وجود نوشته های بسیار عالی در این زمینه است. کتاب در زمینه میزان تاثیرات باب دیلان بر جنبه های مختلف فرهنگ آمریکا و تداوم فرهنگ گذشته این کشور است.
- تو تاریخ شناس وبسایت رسمی باب دیلان هستی. این شغل را چگونه بدست آوردی؟
- در سالهای دهه نود جسته گریخته مطالبی در باره او در یکی از مجلات می نوشتم. حدود سال 2001 درخواستی از سوی BobDylan.com شد تا مطلبی برای وبسایت در باره آلبوم جدید وی بنام Love and Theft بنویسم . گفتم به این شرط می نویسم که خودم هم از آن آلبوم خوشم بیاید. آلبوم را پسندیدم و مقاله را نوشتم. بعد چند خطی در باره آلبوم کنسرت زنده دیلان در سالن فیلهارمونیک در سال 1964، که خودم هم در آن حضور داشتم، نوشتم و بخاطر همین نوشته نامزد دریافت جایزه Grammy شدم. البته جایزه را نبردم اما به لوس آنجلس دعوت شدم و انجا با آلیسیا کیز، آشر و گرین دی ملاقات کردم که برای پرفسور دانشگاه پرینستون تجربه خارق العاده ای است.
- تو در کتابت باب دیلان را با پیکاسو مقایسه کرده ای.
- هنرمندان اندکی هستند که به مسیر کلی فعالیت خود وفادار می مانند. نقاشی ها یا ترانه های آنها پی در پی به دلیل مد روز و بازار پسندی از مسیر خود منحرف نمی شود و هر روز به رنگی در نمی آید. اما هنرمندانی هم هستند که در عین وفاداری به خود و آرمان خود چرخش های ناگهانی برای کشف حوزه های بدیع و ناشناخته می کنند. پیکاسو یکی از اینهاست؛ دیلان یکی از اینهاست.
- چرخش ناگهانی دیلان چه بود؟
- در گذر زمان سبک های او به ظاهر چنان تغییرات بزرگی کرده اند که حتا هواداران پروپا قرص اش را به اعتراض واداشته اند. او از سبک موسیقی اعتراضی که حاکمیت را نشانه رفته بود به آوازهای بسیار خصوصی و بعدتر در فستیوال فولک نیوپورت از فولک به راک اند رول روی آورد. مدتی به موسیقی گاسپل سیاهان اعماق جنوب علاقمند شد. بعدها به کسوت مسیحیت اوانجلیکال در آمد. در دهه 1980 دوران بی برگ و باری خود را سپری می کند. بعد ده سال بعدی را مثل آتشفشانی از خلاقیت می شود که شبیه هیچ دوره ای از زندگانی سابق اش نیست.
- در باره شخصیت خلاق و هنرمند باب دیلون چه برای گفتن داری؟می گویی او یک کاراکتر است ، یک مجری کارآ. اما روی صحنه مثل یک دلقک به نظر می آید.
- مجری بزرگ کسی است که سبکی را انتخاب و به آن جان ببخشد. این چیزی است که دیلون همه عمرش را آنگونه بوده است. هر وقت برای دیدن اش در روی صحنه می روی او می داند که کل قضیه یک نمایش است و تو برای گذراندن اوقاتی شاد و سرگرم کننده به آنجا رفته ای. او نقشی را برمی گزیند که بتواند هنرش را نمایان کند که شامل کفش و لباس و کلاه و نحوه ایستادن اش هم می شود. هر بار و به هر مناسبتی لحن و شیوه اجرا را تفییر می دهد و مردم هم اغلب گله و شکایت می کنند که آهنگ اجرا شده شبیه نسخه ضبط شده اش نیست.
- منظورت آهنگ « زمانه تغییر» "The Times They Are a-Changin,' ِ ِ ...
- دقیقا ً !چطور انتظار داری آهنگی که مضمون اش تغییر است اجرای اش تغییر نکند؟
- در سالهای دهه 1960 پدرت تو روستای گرینویچ کتابفروشی داشت ، جایی که تونستی با چهره های مشهور Beat ملاقات داشته باشی. در واقع ملاقات باب دیلان و آلن گینسبرگ در آپارتمانی انجام شد که درست در طبقه بالای کتابفروشی واقع شده بود. بعد از بزرگ شدن به اهمیت آن اتفاق واقف شدی؟
- تو ده سالگی همه فکر می کنند آنچه روی می دهد چیزی طبیعی است. من هم همین احساس را داشتم. پدر و عمویم صاحب کتابفروشی روستا بودند. روستایی که در واقع چهارراه حیات ادبی نیویورک در دهه 1960 بود. ان موقع جو غریبی بر فضای ادبی حاکم بود؛ جنبشی در جریان بود که بعدها به " ضد فرهنگ " شهرت یافت و من شاهد آن واقعه بودم . در ضمن زندگی دو سویه ای داشتم زیرا خانواده من هنوز جزء طبقه کارگر بروکلین بودند. میتونم بگم که خود روستا و همه چیز از هنر و موسیقی و ادبیات در جنبش بود. اما من مفهوم تاریخی آنها را درک نمی کردم ... نه.
- اگر بخواهی برای کسی که قبلا ً هیچ چیز در باره باب دیلان نشنیده و هیچ آشنایی با وی ندارد و یا برای کسی که در موردش چیزهایی شنیده اما از آواز و سبک موسیقی فولک خوشش نمی آید در باره اهمیت وی بگویی ، چه می گویی؟
- چیزی که در مورد دیلان میتوانم بگویم این است که او قادر است ترانه هایی بنویسد که لطیف و در عین حال خشن اند. دیلان کسی است که برای مبارزه و صدمات حین مقاومت که در واقع مفهوم بنیادی حیات انسانی است می نویسد. دیلان در باره تجربیات بشری می خواند و از ين رو شاعر است.
باب دیلان ( آهنگساز، ترانه سرا و خواننده ي آمريكايي )

ماجراهای آقای شیر(2)

ماجراهای آقای شیر(2)

با وجود اینکه آقای شیر هنوز از واقعه روز جمعه عصبانی بود اما به خاطر مسئولیت تدریس اش در دانشگاه مجبور بود صبح روز شنبه راهی مکانی شود که اصلا" دل خوشی از آن نداشت... آقای شیر بنا به خواهش یکی از دوستان در کلاس واژه شناسی حاضر شد و علیرغم نداشتن تخصص کافی مسئولیت اداره کلاس را پذیرفت. آقای شیر از دانشجویان خواست تا با ذکر مثالی واژه ی ِ "تراژدی" را توضیح دهند. چند تن از دانشجویان دست بلند کردند و آقای شیر با اشاره دست یکی از آنها را انتخاب کرد.

 - سرورم ! به نظر من اگر پسری در مزرعه پدرش مشغول قایم باشک بازی با دوستانش باشد و میان کومه ی ِ یونجه ها قائم شود و پدرش بی خبر از همه جا چنگگ را در شکم او فرو کند "تراژدی "روی می دهد.

آقای شیر با لبخند ملیح معروفش سری به علامت نفی تکان داد و گفت : نه پسرم! اینکار تنها یک فاجعه خواهد بود.

دانشجوی دیگری برخاست و گفت:

 - عالیجناب! من فکر میکنم اگر نوعی بمب هسته ای که فقط مذکرها را نابود می کند منفجر شود و به جز یک نفر از مردان همه ذکور نابود شوند و همین فرد به خاطر بی احتیاطی عضو موثر خودش را از دست بدهد تراژدی خواهد بود.

 جناب شیر با اخم پاسخ داد:

- نه عزیزم! این بی احتیاطی تنها ضایعه ای عظیم خواهد بود نه تراژدی.

 آنگاه سکوتی سنگین بر کلاس حاکم شد. آقای شیر ناامیدانه حاضرین را از نظر گذراند بلکه داوطلبی را برای پاسخگویی بیابد . بعد از قدری تامل گفت: واقعا" کسی نیست معنی تراژدی را بداند؟

ناگهان از ردیف عقب دستی بالا رفت. آقای شیر اجازه داد تا او هم نظرش را بگوید.

- حضرت والا... اگر هواپیمایی که شما و اعضای کابینه تان را حمل می کند ناگهان سقوط کند آنگاه تراژدی رخ می دهد.

 جناب شیر با خوشحالی پنجه ها را به هم کوبید و غرشی حاکی از رضایت سر داد: آفرین! مرحبا! چگونه متوجه شدی؟

- خب... راستش وقتی عملی فاجعه و ضایعه ای عظیم نباشد لابد تراژدی خواهد بود!!!

سئویره م سنی

 

                                            

 

                                          سئويره‌م سني

 

 

 

سيغينيرام سنه!

چينلايان كلمه‌لر آغزيمدا دونوب

آجي كلمه‌لر

شيرين كلمه‌لر

سئويره‌م سني دئيه بيلميره‌م

سوسورام!

اوداني بورويوب سئويم قوخوسو

باغريم اوزه‌ر ليك تك

چيت ـ چيت چيرتلايير!

هؤرومجك تورو اولان قوللارين

بوزلانميش جانيمي آلاوا چكير

بليرسيز بير دهشت جيرماقلير مني!

چينلايان كلمه‌لر وهمه چئوريلير

قورخورام چيرپينتي دان دوشنده‌ن سونرا

يابانجي گؤزلريم

قورخودا سني!