عروج
درخت شکل دیگر رفیق سر به دار من است
وقتی که سبز می شود
و برف
ترجمه بارش کم کم زمانه من است
وقتی که زرد می شوم و می افتم زیر پایتان
آه ای رفیق
تفاوت من با تو
در آشفتگی زمانه و به هم ریختگی واژه هاست
تو افتادی و بزرگ شدی
من بزرگ می شوم تا بیافتم
و در واپسین گام این سرانجام
زمین از آن من است
زمان از آن من است
با من مجادله کن
اگر گمان می بری واژه از آن توست
تحریکم کن
تهیدستی هستم صاحب زمین
صاحب زمان
و در برابرم هزار احتمال شیطانی
شیطان مترادف انسان است
وقتی که سعی می کند
دست انسانی دیگر را از پشت ببندد
آه ای رفیق
همانجایی که هستی بمان
از دور بزرگی
من تو را از نزدیک خواهم زایید
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 11:22 توسط شهریارگلوانی
|